وی‍ژه نامه ولادن امام حسین (ع): روح مبارزه جویی

1_349456_tyf5PLsm

قیام حسین(ع)پس از دیرى خاموشى و تسلیم،از نو موجب برانگیختن‏روح مبارزه جوئى در انسان مسلمان گردید.این قیام همه سدهاى روحى واجتماعى را که مانع قیام و انقلاب میشد درهم فرو ریخت.

مسلمانان به صلح طلبى و معامله دعوت میشدند.به آنها گفته میشد که‏جان خود را و موقعیت اجتماعى و مال خود را حفظ کنید.درین وقت قیام‏حسین(ع)روى داد تا به انسان مسلمان اخلاق جدیدى بیاموزد و به او بگوید:تسلیم مشو! انسانیت‏خود را مورد معامله قرار مده،با نیروى اهریمنى بجنگ‏و همه چیز را در راه اصول فدا ساز!اما خودخواهى مانع ازین بود که مسلمان به قیام و انقلاب دست زند.

قیام حسینى در وجدان گروه بسیارى از مردم این اندیشه را برانگیخت که با حمایت‏نکردن از حسین(ع)مرتکب گناه شده‏اند.

بارى،این احساس آنان را برانگیخت و آماده قیام ساخت.روح مبارزه‏جوئى در زندگى ملتها و فرمانروایانشان تاثیر فراوان دارد.هنگامیکه این‏شعله به خاموشى گراید و ملت تسلیم فرمانروایان خود شود،فرمانروایان،هر چه بخواهند انجام میدهند و هر اندازه زمان بگذرد با خاموش شدن روح‏مبارزه جوئى،تسلط بر ملت آسانتر میگردد و در آن ملت،ایجاد تحول دشوارترمیشود.براى اینکه از میزان تاثیر قیام حسینى در برانگیختن روح انقلابى درجامعه اسلامى اندیشه‏اى روشن نشان دهیم،باید بگوئیم که جامعه اسلامى پس‏از قتل امام على(ع)تا هنگام قیام حسینى آرام بود و در آن مدت هیچگونه‏اعتراض و انقلاب جدى اتفاق نیفتاده بود.با همه انواع کشتارها و سرکوبهاو غارت اموال به وسیله امویان و همدستانشان،بیست‏سال تمام،توده‏هاحالت تسلیم و اطاعت داشتند و این وضع از سال چهلم تا شصت هجرى به‏درازا کشیده بود.

اما پس از قیام حسین(ع)،در مکتب،روح انقلاب دمیده شد و توده‏هادر انتظار رهبرى بودند و هرگاه رهبرى مى‏یافتند علیه حکومت‏بنى امیه دست‏به انقلاب مى‏زدند.در همه این انقلابها،شعار انقلابیان خونخواهى حسین(ع)بود.

انقلابهاى مزبور عبارت بود از: ۱-انقلاب توابین‏این انقلاب در کوفه بر پا گردید و واکنش مستقیم‏قتل امام بود،و انگیزه آن،احساس گناه به علت‏یارى نکردن به امام-پس ازآنکه کتبا ازو دعوت کردند که به کوفه آید-بود.کوفیان خواستند ننگى را که‏مرتکب شده بودند با انتقام از قاتلان امام حسین(ع)بشویند.این واقعه در سال‏۶۵ هجرى روى داد.

۲-انقلاب مدینه-این انقلاب با انقلاب توابین تفاوت داشت.زیرا هدف‏آن انتقام خون حسین(ع)نبود بلکه انقلابى بود علیه حکومت‏ستمکار بنى امیه.

اهل مدینه علیه امویان شوریدند و عامل یزید را از مدینه راندند.شرکت‏کنندگان درین قیام یکهزار تن بودند.این انقلاب با دست‏سپاهیان شام و بانهایت وحشیگرى سرکوب گردید.

۳-قیام مختار ثقفى،در سال ۶۶ هجرى-مختار بن عبیده ثقفى در عراق‏به خونخواهى حسین و انتقام قاتلان امام قیام کرد و در یک روز دویست و هشتادتن از آنان را به قتل رسانید  .

۴-انقلاب مطرف بن مغیره در سال ۷۷ هجرى-مطرف بن مغیره علیه‏حجاج بن یوسف شورید و عبد الملک بن مروان را از خلافت‏خلع کرد.

۵-انقلاب ابن اشعث در سال ۸۱ هجرى-عبد الرحمن بن محمد بن اشعث‏بر حجاج شورید و عبد الملک مروان را از خلافت‏خلع کرد.این شورش تا سال‏۸۳ به طول انجامید.در آغاز پیروزیهاى نظامى به دست آورد اما بعدا،حجاج‏به کمک ارتش شام بر او غلبه کرد  .

۶-انقلاب زید بن على بن حسین-در سال ۱۲۲ هجرى زید بن على درکوفه به شورش برخاست اما آن شورش بیدرنگ به وسیله سپاهیان شام که درآن هنگام در عراق بودند سرکوب گردید  .

این بود نمونه‏هایى از انقلابها که آشکارا از روح قیام حسینى در میان‏ملت مسلمان حاصل گردید و در تمام مدت کومت‏بنى امیه ادامه یافت.

بارى قیام بنى عباس به حکومت‏بنى امیه پایان داد و آن انقلاب با الهام ازانقلاب حسینى و استفاده از خشنودى و رضاى اهل بیت پیامبر(ص)بود که‏پایه‏هاى مردمى یافته بود و مورد توجه توده‏ها واقع شده بود.

انقلابها با منحرفان به مقابله برخاست و هرگز خاموش نگردید.بلکه انسان‏مسلمان پیوسته انسانیت‏خود را که حکومت کنندگان خفه کرده بودند،بیان میکردو آن قیامها به فضل روحیه‏اى بود که قیام حسینى در کربلا گسترد و گسترش داد.

همانا که قیام حسین(ع)،سر آغاز جنگ و قیام در تاریخ انقلاب بود وآن نخستین قیامى بود که طریق مبارزه جوئى را به مردم آزاده که آن روحیه رااز دست داده بودند آموخت.

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*